بودن یا نبودن مسئله این است که ...
دختـــــر و پـــسری رو فرض کن که عاشق هم شدن ! پـــــسر از صمیم قلب دختر رو دوست داره .
حـاضره همه چیزش رو فدای اون دختر کنه و دختــــر ،مشکلاتی در زندگیش داره .
مثل مشکلات مالی ،خانوادگی ، عاطفی ، تنهایی افسردگی و....
پــــسر بعد از مدتی احساس میکنه ، دختــــره خیلی بهش وابسته شده و از بودن در کنار اون ،
احساس آرامش میکنه . همین افکار باعث میشه که پــــسر با خودش این فکر رو بکنه که :
خدا منو وسیله ای قرار داده ،برای حل مشکلات این دختـــــر.
مدتی این داستان ادامه داره و پــــــسره از تمام وجود برای دختــــــر مایه میزاره
مادی ، معنوی ، جسمی ، روحی ، روانی .....
لحظاتی که دختـــــر دلش گرفته ،پـــــسر شروع میکنه براش حرف زدن، دلداری دادن،
و مسائلی که خودتون بهتر از من میدونید .حالا از اونجایی که خیلی از این رابطه ها
به سرانجام و ازدواج و وصـــــال ختم نمیشه ،دری به تخته میخوره و این دختـــــر قصه ی مــــا ،
از ازین پـــسره بدش میاد . ازش متنفر میشه ...حالا به هر دلیلی !
کاری نداریم که چرا ازش متنفر شد !کاری نداریم که دختــــر مقصر بود یا محبت های زیادی پــــسر !؟!
یکدفعه پــــسر از اون حالت با خدا بودن و منطقی بودن فاصله میگیره و میشه یک آدمی با روحیات
حیوانی و مستبد.تا جایی که بتونه دختــــر رو متـــقاعد میکنه ، که من تورو دوست دارم ،
منو تنــها نزار رو قلبم پا نــــزار ، اما خوب فایده نداره .....
پــــسر وقتی میبینه دیگه معشوقش رو از دست داده ، متـــوسل به زور میشه .
تو فقط مال منی ! به هیچ کس اجازه نمیدم نزدیکت بشه ! میکشمش !
بامن نباشی به خاک سیاه مینشونمت و....
یکی نیست به این آقا بگه جناب فلانی ، مگر تا الان خدا شما رو وسیله ای قرار نداده بود
برای حل مشکلات این دختـــــر خانم؟
تا الان خدا شما رو وسیله ی کمک قرار داده بود الان قرار نداده است !
لطفا بکش کنار بزار باد بیاد (منظور یکی دیگه بیاد)
شما تا الان وظیفه ی این رو داشتی که مشکلات این دختـــــر رو حل کنی !
از بدی های روزگار آگاهش کنی ،از گرگ بودن عده ای آگاهش کنی ، از بازی های زمونه با خبرش کنی ،
در لحظه های تنهایی کنارش باشی و به درد هاش گوش بدی . بهش محبت کنی تا احساس نکنه
نیاز به محبت دیگران داره ،از لحاظ مالی تا جایی که میتونی کمکش کنی ،تا احساس کمبود نکنه .
حالا وظیفه ی شما تمام شده ، تا به الان شما وظیفه ی استادی رو برگردن داشتی
و به نحو احسن این مسئولیت رو انجام دادی .ازینجا به بعد به شما ارتباطی نداره ....
ربطی نداره که این دختــــــر میخواد چیکار بکنه و یا چه اتفاقی براش بی افته !!!!
تو اگر کارت رو برای خدا انجام داده بودی الان اینقدر احساس حقارت نمیکردی !
خدا بهت میگه بیخود کردی برای محبت دیگران کار کردی مگه نمیدونی من قرار مزد بدم ؟
مگه نمیدونی مردم با تو عقد اخوت نبستن؟ مگه نمیدونی مردم به فکر خودشونن !
غلط کردی واسه دل اونا کار کردی !
اگر تا به حال همه ی این کار ها رو برای نشوندن مهر خودت به قلب اون دختــــــر انجام دادی ،
بدون که اشتباه کردی. نکنه با خودت میگی:
این همه زحمت کشیدم ،که یک نفر دیگه بیاد ثمره و میوه اش رو نوش جان کنه ..... هرگز !؟
شما هم اگر داری همچین عشقی رو تجربه میکنی، آیا حاضری هر موقع خدا گفت بشین کنار ؛
بدون منت بشینی کنار ؟
اگر کنار نشستی خدا خودش قسم خورده که مزد و پاداش این زحماتت رو میدم .
نه تنها در آخرت بلکه در همین دنیا. یا در گرفتاری های دنیایی کمکت میکنم .
یا در بلاهای دنیایی بهت صبر عطا میکنم .همسری رو بهت هدیه میکنم که از لحاظ زیبایی و وفا و مروت،
همه ی دختــــــران قبلی بهش حسادت کنند .
مادری رو به بچه هات عطا میکنم که فرزندانت رو جوری که دوست داری و به طلاحته تربیت کنه.
کسی رو شریک زندگیت میکنم ، که در لحاظات شادی و غم ، رفاه و سختی ، داشتن و نداشتن
کنارت و همراهت باشه ! خلاصه کسی رو بهت عطا میکنم که هر موقع به گذشته هات فکر کردی ،
ببینی هیچ دختـــــری به اندازه این دختــــر تو رو درک نکرده !
پس لطف کن ..... در رابطه هات چه دختـــــر و چه پــــسر ،
هر موقع خدا امر کرد ،شما پا پیش بزار ،و هر موقع گفت بشین کنار ، بدون چون و چرا بشین کنار .
یک نکته رو هم باید توجه داشت اونهم اینکه .به کسی دل نبندیم .
اگر باکسی دو روزه که ارتباط داریم ، سریع عاشق نشیم . چشم ها رو باز کنیم و بعد
تصمیم به عاشق شدن بگیریم .چون وقتی دل جایی گیر کرد، دیگه به سختی و با درد ،
باید اونو ازش جدا کرد .مراقب باشیم.
توی این مطلب به سه نکته غیر مستقیم اشاره شد : صبر ....توکل ..... فروبردن خشم .
صبـــر : در بعضی مواقع ما احساس میکنیم که اتفاقات اطرافمون بلاست که بر سرمون نازل شده .
در صورتی که تعدادیش الارقم اینکه به مزاج ما خوش نمیاد ، اما صلاح ما و مصلحت ما در اونهاست .
توکـــل : توکل همراه با یقیین .یقیین کنم که خدا زحمات و تلاش های منو دیده و پسندیده
و توکل کنم که پاداش و مزد زحماتم و دلسوزی های من رو بهم عطا میکنه .
فرو بردن خشم : با خشم و تهدید و خودکشی و آبــــرو ریزی هیچ چیزی درست نمیشه .
حالا چون من اون فرد رو خیلی دوست داشتم ،دلیل بر این نیست
که به هر قیمتی که شده بدستش بیارم .
التماس دعا ...یــــــاعلی