هزینه ی پاک ماندن
پاک شدم ، حالا میخواهم پاک بمانم ...
اینکه از گناهان گذشته دست کشیدی و تصمیم گرفتی پاک بشی خیلی خوبه
اما پاک موندن و جا نزدن خیلی اهمیت بیشتری داره . 
آخه قرآن خودش میگه : آخر الزمان انسان های پاک خیلی کم هستن .آیا منو تو جزو اونا هستیم ؟
با خدا بودم ، میخواهم با خدا بمانم .... نماز خون بودم ، میخوام نمازخون بمونم.
مقدمه
الان هر کسی رو که میبینی با خدا مشکل داره ،مدتی قبلش با خدا یک ارتباط قوی داشته
این همه فوحش و فحش کاری واسه اینکه تحمل امتحان و یا بلا رو نداشته .
فکر میکنه ، اگر از خدا قهر کنه خدا هم ازش ناامید میشه و دیگه رهاش میکنه به امون خودش
برای همین کلی به خدا بد بیراه میگه ،فکر میکنه راه نجاتش همینه.
وقتی میبینه بد بیراه گفتن به خدا ، نتیجه رو تغییر نمیده و از طرفی دلش برای خود خدا تنگ شده ،
دلش برای نماز خوندن تنگ شده ،دلش برا عبادت تنگ شده ،سریع برمیگرده میگه:
خدایا توبه ...غلط کردم ...شکر خوردم ... ببخشید .
دیگه میخوام برگردم به همون روزهای خوش.
حالا ما برگشتیم ، اما آیا ضامن هستیم که برگشتمون موسمی نباشه !!! فصلی نباشه !
مثلا بهار که میشه فصل شکوفه ها میشه همه توی یک جو خاصی هستن ،(تو جو تغییر کردن)
این بنده خدا هم توی جو قرار میگیره با خدا آشتی میکنه (مثلا دارم میگم ها)
بعد پاییز میاد عاشق میشه ...میره تو وادی عرفان ...به خودش سخت میگیره....افراط میکنه
بعد که تابستون میاد از همه چیز کسل میشه ....خسته میشه
زمستون که میاد زده میشه ، نا امید میشه ، و روز از نو روزی از نو...
پاک ماندن تلاش نیاز داره ،نمیشه ما به امید خدا باشیم و تلاش نکنیم
برای اینکه پاک بمونیم باید هزینه بپردازیم.
همین طور که پولدار شدن ، هزینش درس خوندن و تلاش کردنه
همون طور که برای شهرت ، هزینش کسب یک هنره
همون طور که سعادت در آخرت ،هزینش پاکی در دنیاست
برای پاک ماندن هم هزینه هایی باید پرداخته بشه ...نمیشه هم خر رو بخوایم هم خرما ....
نمیشه هم شهرت دنیا رو بخوای هم آخرت خدا ...
نمیشه بگی علی آقا من میخوام پاک باشم ،لطفا شما برام نماز بخون ،روزه بگیر ،مطالعه کن
جواب نکیر و منکر رو هم خودت بده (دو قرون بده آش ..... به همین خیال باش)![]()
از بنّای محله می پرسی چرا شغل مفرحی انتخاب نمیکنی؟میگه : درس نخوندم ، نمیتونم .
خودش اقرار میکنه که برای اینکه شغل بهتری داشته باشی باید در جوانی و نوجوانی
هزینه اون رو پرداخت میکردی. حالا که پرداخت نکردی چیزی هم گیرت نمیاد.
همون قدر که پول بدی آش میگیری... (مثال ها همین جور میاد تو ذهنم حیفه نگم)
ما نوجوون ها وقتی به پدرانمون ،به پدر بزرگ هامون ،به اطرافیانمون نگاه میکنیم 
و میبینیم که به چه سختی تونستن پول در بیارن ، ماشین بخرن ، خونه بخرن و...
سعی میکنیم در نوجوانی اون هزینه ی یک زندگی مفرح رو پرداخت کنیم.
در معنویات چقدر هزینه میکنیم ؟
آیا برای چشیدن لذت ارتباط با خدا ، سختی ترک گناه رو چشیدیم؟
ببین من خیلی بدم میاد ادبی و کلیشه ای حرف بزنم ...
بزار راحت باشم(جنبه به خرج بدین)
مرده شورت رو ببرن ... اینقدر به خدا گیر دادی که خدایا بخاطر من آسون بگیر
یک بار شد به خودت بگی ، بخاطر خدا سخت بگیرم ؟
چطور توی مادیات که فنا پذیره ،تموم میشه ، اینقدر خوب هزینه میکنی!
نمونه ی خیلی قشنگش همین ژاپن، مهد تکنولوژی ،پایگاه اقتصاد دنیا چقدر راحت به هم ریخت !
تازه خدا هم توی این قضیه کاره ای نبود ، زمین بخاطر حالت طبیعی خودش لرزید ...همه چیز نابود شد.
چه برسه به اینکه خدا بخواد چیزی رو از ما بگیره ....واووووووووووووووووووووووووویلا ..........
این اتفاق هر لحظه امکان داره برای ایران هم بی افته ...(نه نداره ، می افته دیگه)
خدا درین واقعه پوچی و فنا پذیری دنیا رو به همه ثابت کرد.
برای دنیاتون خوب مایه میزاری و هزینه میکنی اما برای خدا که جاویدانه هزینه نمیکنی؟
مفتی چیزی رو بدست نمیاری قربونت برم .پاک ماندن هزینه میخواد.
اول : تصمیم و اراده "قبول کنی که پاک بودن لذت داره" 
آیا اون روزهایی که با خدا بودی و خدا رو دوست داشتی خیلی بد گذشت ؟!
بعد از نماز اول وقت انرژی مثبت رو در خودت احساس نکردی ؟!
اصلا یک سوال ! چرا ما لذت نبردن از زندگیمون رو از خدا میدونیم ؟
من بعضی وقتا که دیگه خیلی روم فشار میاد به خدا میگم:
خدایا پاک بودن رو خیلی دوست دارم اما ازش لذتی نمی برم مشکلم کجاست؟
هر کاری میکنم نمیشه ،مشکلم کجاست ؟
که خدا به یک نحوی به من فهموند که مشکلم در نماز خوندنم بوده.
توجه نداشتم که چی دارم میخونم!چیکار میکنم.
پس خود پاک بودن سختی نداره ، مشکل درطریقه ی هزینه کردن ماست .
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟
دوم: کسب معرفت "دنبال خدا بگـــــردی"
یعنی ما خدا رو دوست داریم ،اما نمیدونم چه شخصیتی رو دوست داریم.
برای همینه که زود از خدا زده میشی . محبت بدون معرفت کسل کننده است . 
همون طور که برای شاگردای باهوش درس ریاضی لذت بخشه ، به همون اندازه برای
برای عده ای که از درس ریاضی هیچی نمیدونن دلزدگی و خستگی میاره.
هیچ کدوم از مطالب من کامل نیست ، باید خودت هم بری دنبالش (به این میگن معرفت)
من میام اینجا همه مطالبم رو خلاصه مینویسم، شما اعتراض میکنید که چقدر طولانیه
چه برسه که بخوام مطالب رو کامل بنویسم.خودت هم باید بری دنبالش.
سوم : زیگزالی حرکت نکردن"مشکلی که همه بهش مبتلا هستیم"
ره رو آن نیست که گه تند گهی خسته رود
ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود
این مشکل در جامعه ی مذهبی ما مثل ستاره می درخشه (مخصوصا توی مشهد)
بسیج و حوزه و علوم اسلامی و هیئت و.... دوهفته میره هیئت ،یک هفته نمیره .
دوماه نماز شب میخونه ،سه ماه نماز صبحش غذا میشه .برای همینه که به هیجا نمیرسیم.
من خودم رو میگم : بابسیجی محله رفیقم ،با اونی که دختر بازی میکنه هم رفیقم .
با نماز خونش رفیقم ،با بی نمازش هم رفیقم ،توی دانشگاه با خوبا رفیقم با منفی ها هم سلام علیک دارم
البته من با کسایی رفاقت میکنم که بدونم روم تاثیر منفی نمیزارن .
یا اصلا تو همین نماز خوندن و عبادت کردن ...
نوروز 90 میاد مشهد مقدس ،با خدا آشتی میکنه ،با امام رضا آشتی میکنه ،
جو میگیرش با خودش عهد میکنه هر روز200 رکعت نماز قضا،
دوتا نماز شب ، چهار تا دعای کمیل ، یکی ونصفی زیارت جامعه ،و...
اگر بکدونه ازینا رو انجام نده ،با خودش میگه : نه من لیاقت خوب شدن رو ندارم .
یک برنامه ی آهسته ولی پیوسته برای سال جدیدت تنظیم کن.
چهارم: رفاقت های خوب "برای رفیق خوب منت کشی کن"
رفیق خوب خیلی کم پیدا میشه .من کلی آدم اطرافم هست ،
اما توی اینا چند نفرشون رو قبول دارم ؟
چقدر پدران ما مادران ما دنبال رفیق خوب کشتن اما پیدا نکردن .نمیخوای عبرت بگیری؟
الان که میگم رفیق خوب نه اینکه بگردی اونهایی که ریش دارن و مذهبی هستن رو رفیق بدونی .
گاهی همین آدمهایی که خودشون رو مذهبی جلوه میدن ضربه ای به تو وارد میکنند
که تو نه تنها از دنیا بیزار میشی ، بلکه از خدا هم متنفر میشی.
با خودت میگی :ما که خودمون رو مسلمون واقعی نمیدونیم، یک گناه کوچیک کردیم،
خدا اونجور ما رو ترسوند، بلا نازل کرد، بهمون سخت گرفت.
اما این آدم که از مسیر خدا به دیگران لطمه میزنه ،هیچ مشکلی نداره.
بکل تو رو از خدا دور میکنه ، تو رو به خدا بدبین میکنه
در موردش قبلا نوشتم مطلب "یک روان کـــــاملا روانی"برید دوباره بخونید.
پنجم : تضرع در پناه خداوند "پاک ماندن من به خدا بستگی داره"
اگر بخوام پاک بمونم تو باید کمکم کنی . خدایا تو میدونی توی خیابون چه خبره !
به خدا التماس کن . نه اینکه بشینی هر شب ابوحمزه ثمالی بخونی.
توی قنوت فارسی با خدا حرف بزن . بگو خدایا من بد کردم حالا برگشتم و....
امیدوارم پاک بمونیم ...
حرم امام رضا دعاگوی همتون هستم....دعام کنید یاعلی![]()